آزادراه تهران-شمال، راه توسعه یا نابودی؟

آزادراه تهران-شمال شامل چهار فاز است. فاز یک به طول ۳۲ کیلومتر از شهر تهران تا سهراهی شهرستانک (در حال بهرهبرداری)، فاز دو به طول ۲۲ کیلومتر از دوآب شهرستانک تا پل زنگوله (اخیراً به بهرهبرداری رسیده است)، فاز سه به طول ۵۰ کیلومتر از پل زنگوله تا سهراهی دشت نظیر در شمال شهرستان مرزنآباد (در حال برگزاری مناقصه) و فاز چهار به طول ۲۰ کیلومتر از سهراهی دشت نظیر تا چالوس (در حال بهرهبرداری) است. فاز سه از منطقه حفاظتشده چهارباغ عبور میکند. منطقه حفاظتشده چهارباغ، منطقهای وسیع و گسترده با اقلیم کوهستانی و قلل مرتفع در بخش غربی جاده چالوس-تهران در استان مازندران واقع شده است. شرایط اقلیمی و توپوگرافی موجود سبب شده است تنوعزیستی غنی شامل گونههای گیاهی و جانوری شاخص را در منطقه شاهد باشیم. گونههای درختی و درختچهای شامل بلوط ایرانی، ارس و گیاهان متنوع مرتعی و کوهستانی است.
گونههای جانوری پستاندار مانند خرس قهوهای، پلنگ، مرال، شوکا، روباه معمولی، گراز، گربه جنگلی، تشی، شغال و سمور جنگلی و پرندگان شامل کبک دری، عقاب طلایی، کبوتر جنگلی، جیجاغ، سنگچشم و سارگپه است. در حال حاضر، اثر جادهها بر زیستگاههای حیاتوحش و تنوعزیستی به نگرانی جدی در سراسر جهان تبدیل شده است. جادهها از عوامل تغییردهنده زیستگاهها هستند که اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر اکوسیستمها دارند. با تغییر کاربری اراضی و تبدیل زیستگاههای طبیعی به جادهها، مسیرهای خاکی و کنار جادهای زیستگاههای حیاتوحش چندپارچه می-شوند. برخی گونهها در مقابل چندپارچه شدن و ازبینرفتن زیستگاهها آسیبپذیرترند. گونههایی که قلمرو وسیع با تراکم نسبتاً کم و نرخ زادآوری پایینی دارند، در زیستگاههایی زندگی میکنند که در مقابل احداث جادهها حساستر است. بهعنوان مثال، گوشتخواران با پراکندگی وسیع در برابر اثرات جادهها آسیبپذیرند. از مهم-ترین اثرات نامطلوب احداث جاده در مناطق حفاظتشده، چندپارچگی و ازبینرفتن زیستگاههای طبیعی حیات-وحش است. چندپارچگی زیستگاه سبب کاهش جمعیت حیاتوحش، افزایش خلوص ژنتیکی، افزایش درون-آمیزی، کاهش سازگاری با تغییرات محیطی و در بلندمدت منجر به انقراض گونهها میشود. زیرساخت جاده سبب کاهش کیفیت زیستگاه میشود و بر رفتار و تعداد گونهها تأثیر میگذارد.
واکنشهای رفتاری حیاتوحش نسبت به جادهکشیها به دو دسته عمده شامل اجتناب از جاده و واکنشهای کمتر شناخته و پیشبینی شده تقسیم میشود. جادهها با تخریب و قطع مسیرهای ارتباطی و حرکتی مستقیماً بر جمعیتهای جانوری اثر میگذارند و منجر به کاهش فراوانی جمعیت گونهها در زیستگاههای مجاور جادهها میشود. مرگومیر ناشی از تصادفات جادهای از دیگر اثرات منفی جادهکشی در مناطق حفاظتشده است. از مؤلفههای دستیابی به توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی در هر کشوری احداث شبکه حملونقل (جادهای، ریلی و غیره) است. جادهها محورهای مواصلاتی مهمی هستند که در رونق اقتصادی کشور نقش بسزایی دارند. تراکم و کیفیت زیرساختهای حملو-نقل با سطح توسعه اقتصادی در ارتباط است. بنابراین، در معادله توسعه پایدار و حفاظت از تنوعزیستی و مناطق حفاظتشده کلید مفقوده، واژه «کریدور» است. بهمنظور حفاظت از تنوعزیستی و زیستگاهها در مقابل فعالیتهای مخرب انسانی احداث کریدورها در مناطق حفاظتشده توصیه میشود. کریدورها زیستگاههای چندپارچه را به یکدیگر متصل میکنند، سبب تسهیل حرکت و جابهجایی گونهها، تعامل و رشد آنها میشوند، به تبادل ژنها در میان زیستگاههای جداافتاده (ایزوله) کمک میکنند و بستر تولیدمثل و زادآوری را برای حیات-وحش فراهم میسازند. کریدورهای حفاظتی سیماهای مختلف سرزمین را بههم متصل میکنند و منجر به افزایش ناهمگونی اکوسیستمها میشوند که بهنوبه خود سبب افزایش تنوع حیات گیاهی و جانوری میشود. افزایش تنوع در زیستگاه سازگاری و تابآوری بیشتر را در برابر تغییرات و شرایط ناگهانی محیطزیست بههمراه دارد و قادر است از طیف وسیعتری از گونهها حمایت کند و تعادل اکولوژیکی زیستگاه را برقرار کند. کریدورها مانع از نزاع و درگیری میان انسان و حیاتوحش میشوند و همزیستی مسالمتآمیز را ترویج میدهند. میتوان کریدورها را حیاتبخش مجدد زیستگاهها و شریانهای حیاتی دانست.
اثربخشی کریدورهای حفاظتی به حفاظت رسمی از سمت دولتها و سازمانهای مربوطه نیازمند است تا نسبت به موفقیت و پایش مستمر آنها متعهد باشند. این حفاظت مستلزم تعهد، وضع و اجرای قوانین الزامآور، پایش، تلاش و مشارکت-های حفاظتی، بهرهگیری از مشارکت جوامع محلی و مدیریت مسئولانه است. مزایای ملی و عمومی شامل کاهش زمان سفر، صرفهجویی در سوخت، کاهش استهلاک وسایل نقلیه، کاهش آلودگی هوا ناشی از کاهش آلایندهها، کاهش تصادفات و تلفات انسانی و اشتغالزایی از سوی کارفرما برای فاز سه آزادراه تهران-شمال مطرح شده است. در مزایای مطرحشده تنها منافع انسانی ذکر شده است و اشارهای مبتنیبر چگونگی حفاظت از زیستگاهها و تنوعزیستی غنی موجود در منطقه حفاظتشده چهارباغ به چشم نمیخورد. با توجه به اینکه حیات انسان وابسته به حیات سایر موجودات است، مطالبهگری موضوعی مهم تلقی میشود و باید در فضای مجازی و رسانهها آگاهیبخشی، شفافسازی و نظرسنجیهای کافی در مورد پروژه مورد نظر صورت گیرد. سؤال مهم پیش رو آن است که آیا اساساً به موضوع ارزیابی اثرات زیستمحیطی و یا ارزیابی خطر اکولوژیک پرداخته شده است؟ با توجه به اطلاعرسانیهای بسیار محدود از سوی کارفرما ورود دقیق و بررسی کارشناسی پروژه موضوعی مشکل است و باید در نظر داشت که نمیتوان توسعه پایدار را نادیده گرفت و میتوان با انجام ارزیابیهای زیستمحیطی ذکرشده از وقوع پیامدهای منفی جلوگیری کرد.