بیتوجهی به زیرساختهای جادهای؛جان مردم برای مسئولان اهمیتی دارد!

راهساز– آمار تصادفات جادهای نشان میدهد که بسیاری از حوادث رانندگی ناشی از خرابی جادهها است رانندگان مجبورند برای جلوگیری از افتادن در چالهها، به طور ناگهانی تغییر مسیر دهند که این امر خطر تصادف را بهشدت افزایش میدهد.
وضعیت نامناسب جاده سنندج – قروه به یکی از مشکلات اساسی رانندگان تبدیل شده است چالههای عمیق، آسفالتهای فرسوده و ترکخورده، و نبود رسیدگی مناسب از سوی مسئولان، خطرات جبرانناپذیری را برای شهروندان به همراه داشته است، اما این جادههای شاعرانه که روزگاری پیونددهنده زندگی و طبیعت بودند، امروز برای بسیاری یادآور دلهره و اندوهاند.
برخی از این مسیرهای بکر و خیالانگیز، به دلیل بیتوجهی به استانداردهای ایمنی، عرض کم، پیچهای خطرناک و نبود علائم هشداردهنده، به جادههایی مرگبار بدل شدهاند.جادههای ناایمن نهتنها خسارات مالی به مردم تحمیل میکنند، بلکه جان رانندگان و سرنشینان خودروها را نیز به خطر میاندازند. تا چه زمانی باید منتظر باشیم تا مسئولان به وظایف خود عمل کنند؟ آیا حادثهای تلخ و غیرقابلجبران لازم است تا بالاخره چشمها را به روی واقعیت باز کنند؟
مردم انتظار دارند که شهرداریها و سازمانهای مسئول، بهجای شعار و وعدههای توخالی، به طور عملی برای اصلاح وضعیت جادهها اقدام کنند. اگر کوتاهی در این زمینه ادامه یابد، چه کسی پاسخگوی آسیبها و خسارات مردم خواهد بود؟
نکته قابلتأمل این است که هر ساله بودجههای کلانی برای نگهداری و بهسازی جادهها تخصیص داده میشود، اما نتیجه کار چیزی جز لکهگیریهای موقت و غیراستاندارد نیست.
پس این بودجهها چگونه و کجا خرج میشوند؟ چرا پروژههای راهسازی و آسفالتریزی، عمر کوتاهی دارند و چند ماه پس از اجرا دوباره به همان وضعیت اسفبار قبل بازمیگردند؟
آیا نظارتی بر کیفیت اجرای این پروژهها وجود دارد، یا صرفاً برای رفع تکلیف و آمارسازی انجام میشوند؟