«گفتمان سازی تنها راه نجات راههای کردستان»

استان کردستان، با تمام ظرفیتهای انسانی، طبیعی، فرهنگی و تجاری خود، سالهاست که در حاشیه پلان توسعه کشور باقی مانده است. یکی از مهمترین و ملموسترین جلوههای این محرومیت، وضعیت نابسامان راههای این استان است؛ راههایی که نهتنها توسعه نیافتهاند، بلکه در بسیاری از نقاط حتی از استانداردهای حداقلی نیز فاصله دارند.
درحالیکه استانهای برخوردار کشور با بهرهگیری از بزرگراهها، آزادراهها و مسیرهای ریلی مدرن، بهسرعت بهسوی رشد و توسعه حرکت میکنند، مردم کردستان هنوز در جادههای دوطرفه و پرحادثه تردد میکنند.
سالهاست این کمتوجهی تاریخی به حوزه راه در کردستان در بستر «موضوعی فنی» نقد، تفسیر و پیگیری میشود؛ حال آنکه این موضوع به گواه ابعاد گسترده آن مقولهای عمیقاً «اجتماعی و انسانی» است. چرا که راه، فراتر از «یک المان اتصال بین دو نقطه با ویژگیهای فنی مشخص» است؛ این نوع از زیرساخت اساس توسعه است. راه همچون «پیش نیاز عدالت اجتماعی» مفهومی متناظر با دسترسی به آموزش، بهداشت، امنیت؛ بازار و فرصتهای شغلی است. نبود راه استاندارد بدون هیچ تعارفی یعنی تداوم فقر و حس تلخ فراموششدگی. حسی که کردستانی ها سالهاست با آن زندگی میکنند.
فقدان راه مناسب باعث شده که امروزه کردستان بهجای آنکه دروازهای برای تبادلات بینالمللی و پیوند فرهنگی منطقهای باشد، درگیر محرومیتهایی است که مرکز نشینان هیچ تصوری از آنها ندارند.
باید بفهمیم و بفهمانیم که توسعه راههای کردستان، یک خواسته استانی با محتوایی فنی نیست؛ یک ضرورت فوری، انسانی و ملی است. گفتمان سازی در مرکز با عنوان ضرورت توسعه راه های استان کردستان همچون یک نیاز ملی؛ کمترین توقعی است که می بایست از سوی مدیران محلی و نمایندگان مردم و حتی دستگاه قضایی محقق گردد؛ چرا که در غیر این صورت بودجه های قطره چکانی توان رفع این سطح از عقب ماندگی را ندارد؛ همانگونه که تاکنون تحقیر این عقب ماندگی در قالب شعار بودجههای جهشی و نگاههای پروژه محور، مانعی بوده در راستای نمود ابعاد واقعی این مطالبه انسانی و اجتماعی.
کاوه زارعی